دلنوشته های بهنام زرگررامهرمزی:
سالهاست پشت چراغ قرمز قلبت ایستاده ام ...نمی مانم دیگر،میخواهم رد شوم ،جریمه اش بماند پای خودت.۱۹/
🌺Behnamzargar🌺
- ۰ نظر
- ۲۱ مهر ۹۷ ، ۱۱:۲۱
دلنوشته های بهنام زرگررامهرمزی:
سالهاست پشت چراغ قرمز قلبت ایستاده ام ...نمی مانم دیگر،میخواهم رد شوم ،جریمه اش بماند پای خودت.۱۹/
🌺Behnamzargar🌺
دلنوشته های بهنام زرگررامهرمزی:
درتمام کهن سالیشان یک بار آنها رابه حمام نبرده اند، حالاهر روزسنگ قبرشان را با گلاب می شورند.۱۸/
🌺Behnamzargar🌺
دلنوشته های بهنام زرگررامهرمزی:
وقتی خداوند با آن بی نیازی تمام چیزهایی راکه به من بخشیده بودآخرسرهمه راازمن میگیرد،دیگر نبایدهم از تو انتظاری داشت که دلت رابه من ببخشی.۱۷/
🌺Behnamzargar🌺
دلنوشته های بهنام زرگررامهرمزی:
اگر توتنهایی هزاران خصلت بد هست ،ولی یه خصلت خوبم هم هست که ارزش همه چیزوهمه کس رو داره،اونم اینه که تنهایی.۱۶/
🌺Behnamzargar🌺
دلنوشته های بهنام زرگررامهرمزی:
چه زیبا زبان میگوید:دل میشکند...چشم میگرید...دست پاک میکند...و مغزبه خاطره میسپارد.۱۵/
🌺Behnamzargar🌺
دلنوشته های بهنام زرگررامهرمزی:
خدایا خرج زندگی آنقدر زیادشده که ناودان خانه ام را به گنجشکها رهن داده ام.۱۴/
🌺Behnamzargar🌺
دلنوشته های بهنام زرگررامهرمزی:
میخواستم همه را باخودم روشن کنم ولی چشمم به لامپ سقف اتاقم افتادکه بیچاره چون اتاقم را روشن کرده بود به دار آویخته شد ،وبعداز مدتی بی صداسوخت.۱۳/
🌺Behnamzargar🌺
دلنوشته های بهنام زرگررامهرمزی:
چه قدرتی دارد حرف می خنداند،می گریاند،می سوزاند.۱۲/
🌺Behnam zargar🌺
دلنوشته های بهنام زرگررامهرمزی:
مادر :من دارم از گرسنگی میمیرم،میشود یک پلاک از بهشت زیر پایت رابفروشی وپولش را نان بخری.۱۱/
🌺Behnam zargar🌺
دلنوشته های بهنام زرگررامهرمزی:
کشاورز پیر دستانش از سرما میلرزیدو پرندگان گندم زار را به تاراج بردند،وپیرمردخوش خیال بوداز اینکه مترسکی دارد،ولی نمیدانست جنس لباس مترسک از پر،پرندگان است.۱۰/
🌺Behnam zargar🌺